فیروزه ,ربِّ

.

.

.

.

.

.

و چقدر حس خوب داشت این فیروزه ای مقدس...:)

همان اول چشمم که بهش افتاد...دلم لرزید...لرزید هاااا...:)

وچقدر آرامش داشت...

اصن مگ میشه رفت زیر سقف فیروزه ای...سجاده ی سجده ات بشه فرش فیروزه ای...تسبیح دست بشه فیروزه ای...روبه روت باشه محراب فیروزه ای  و خوب نبود؟!

مگ میشه وسط این همه فیروزه ای باشی و آرامش اونجوری نداشته باشی؟!

نه...نمیشه...:)

.

.

وقتی میخواستم نامه بنویسم...ذهنم خالی شده بود...هیچی پیدا نکردم تا بنویسمو بندازم توی اون چاه معروف ب جز همون جمله همیشگیم...!!

و درآخر...

دعای کمیل و ..!!

یا ربِّ یا ربِّ یا ربِّ ...

.

.

و دلی ک یک تکه دیگرش هم فیروزه ای شد و جاماند...:)

وانگار قسمت این دل فیروزه ای شدن است..!!

و خدایم خودش بخیر کند!!

یاعلی:)

منبع اصلی مطلب : (: دیـــوآنـــگیـــــــ هـــآیـــِـــ دُخـتــَـریـــ فیــــروزِه ایـــــ :)
برچسب ها : فیروزه ,ربِّ
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : فیروزه ای مقدس!!